دريچه اي به صبح

نويسنده: عزت الله واعظي

حادثة 7 تير از منظر امام خميني(ره)
    اشاره:
    آنچه در پي مي‌آيد نگاهي است به حادثة هفتم تيرماه 1360 از منظر معمار بزرگ انقلاب و بنيانگزار جمهوري اسلامي ايران كه در آن واقعه، متفكر بزرگ اسلام و تئوريسين برجسته انقلاب اسلامي، شهيد مظلوم آيت‌الله دكتر سيدمحمدحسين بهشتي و 72 تن از همراهان و ياوران انقلاب، به عدد شهيدان كربلا، بدست عمال امريكا، منافقين كوردل و از خدا بي‌خبر، به شهادت رسيده و با سيمايي خونين، سبكبال به ديار حضرت دوست پركشيدند و به مقام «جمع الجمع» نايل گشتند.
    
    مقدمه:
    هفتم تيرماه در هر سال يادآور خاطره‌اي دردناك و جانسوز است. يادآور خاطرة به شهادت رسيدن هفتاد و دو تن از ياران صديق امام و فدائيان اسلام و انقلاب، ياران جان بر كف آماده فداكاري و ايثار كه در يكي از حساس‌ترين مقطع تاريخ سرنوشت‌ساز انقلاب خونبار اسلامي با شهادت خويش انقلاب را از خطر حتمي رهاندند و تداوم آن را با خون خود حتمي و بيمه نمودند.
    گرچه واقعه جانگداز هفتم تير حادثه‌اي هولناك و رخدادي فجيع و جگر خراش بود، از آن روي كه به شهادت جمعي از متعهدترين و مخلص‌ترين سربازان اسلام و سرمايه‌هاي كشور شهيدپرور به ويژه سيد شهيدان انقلاب و مغز متفكر اسلام و تئوريسين برجسته انقلاب اسلامي و دشمن سرسخت و آشتي‌ناپذير شيطان بزرگ (آمريكاي جنايتكار) و يار غمخوار مظلومان، محرومان و مستضعفان، شهيد مظلوم آيت‌الله دكتر بهشتي منتهي شد. مجاهد خستگي‌ناپذير و مبارز نستوحي كه بي‌اغراق فرزند راستين انقلاب و الگوي شايسته مجاهدان راه خدا و نمونه برجسته تعبد و تسليم در برابر «ولايت امر» بود، چنان كه خودش فرمود:
    ما معتقدان سرسخت به ولايت فقيه و امامت قاطع رهبر عاليقدرمان، امام هستيم – بزرگترين وظيفه همه ما در اين برهه از زمان اين است كه با هشياري و با آگاهي و با وظيفه‌شناسي به دنبال امام امت حركت كنيم و چنان عمل كنيم كه دوام اين انقلاب پرشكوه در راه راست و صراط مستقيم قوام گيرد – بالاتر از همه، تشخيص امام برايمان سند و حجت است – اصل ولايت فقيه در اسلام تعارف نيست، يك اصل بنيادي در نظام اسلامي است.
    
ارزش‌ها در نگاه شهيد بهشتي / صفحات 13-15
توطئه خطرناك:
    روند انحرافي خطرناكي كه توسط عوامل آمريكا و سرسپردگان استكبار جهاني همچون رئيس‌جمهور بي‌كفايت مخلوع و منافقين سيه‌دل منفور، حيات انقلاب اسلامي را تهديد مي‌كرد و بورطه شكست و نابودي مي‌كشاند بسياري از مردم به ويژه جوانان را دچار سردرگمي و تشكيك نموده بود! حجم شايعات و تبليغات وسيع انحرافي و مسموم به حدّي گسترده بود كه مي‌رفت چهره اين سربازان فداكار امام زمان مخدوش و شخصيت تأثيرگذار آنان ملكوك و امين‌ترين ياران صادق و مؤثر امام به انزوا كشيده شوند.
    اما وقوع اين فاجعه اسف‌بار كه به شهادت آنان منجر شد، خط بطلان بر توطئه ليبرال‌ها و منافقين كشيد و طشت رسوايي آنان از بام حيله‌ها، توطئه‌ها افتاد و برعكس! دشمنان خارجي و عوامل داخلي آنان را بيش از پيش رسوا و منزوي ساخت و عليرغم شعارهاي عوامفريبانه‌شان به آغوش امپرياليسم كشاند.
    سند صداقت
    شهداي هفتم‌تير بويژه شهيد مظلوم بهشتي با ايثار و فداكاريشان سند حقانيت انقلاب و صداقت خود را در پايبندي و وفاداري به اسلام و خط امام به اثبات رسانده و با قلم سرخ شهادت، صداقت در شعار و گفتار و راستي كردارشان را امضا نمودند. و اغفال شدگان و فريب خوردگان و ره گم كردگان را آگاه و بيدار نمودند و حيات و تداوم انقلاب را تضمين و بيمه ساختند.
    مهياي شهادت:
    چنانكه صادق و سرفراز، مصمم و قاطع، مكرر اظهار داشت:
     ما با همان آمادگي كه در طول انقلاب براي شهادت افتخارآميز در راه خدا داشتيم، در برابر توطئه‌ها با همان روحيه حتي مصمم‌تر آماده هستيم.
     ما در زير بار سختي‌ها و مشكلات و دشواري‌ها قد خم نمي‌كنيم، ما راست قامتان جاودانه تاريخ خواهيم ماند. تنها موقعي سرپا نيستيم كه كشته شويم و يا زخم بخوريم و بر خاك بيفتيم. و الا هيچ قدرتي پشت ما را نمي‌تواند خم كند.
     بهشتي و امثال بهشتي هميشه آماده شهادتند.
     ما آرزوي آن را داريم كه آنچه در اختيار داريم حتي جان بي‌مقدارمان در راه دفاع از دستاوردهاي مقدس انقلاب اسلامي‌مان فدا شود.
     من، ذره‌اي در عمرم از مرگ نترسيدم و تعجب مي‌كنم كه يك مسلمان از مرگ بترسد.
     بنده در عمرم از مرگ، به هيچ شكلش نترسيدم و نمي‌ترسم.
     اي برادر، اي خواهر ما حالا حالاها بايد براي شهادت آماده باشيم، آمادگي روزافزون.
     شرف و كرامت انسان در اين است كه از مرگ، آن هم مرگ با شرف، عزت و افتخار نه تنها نترسد بلكه خوشحال باشد و استقبال كند.
     انقلاب اسلامي ما در تداوم پيروزيش حالا حالاها خون و شهادت مي‌طلبد.
    ارزش‌ها در نگاه شهيد بهشتي صفحات 42-44
    همسر گرامي شهيد بهشتي در گفتگو با خبرنگاران نقل مي‌كند:
    شهيد بهشتي هميشه مي‌گفتند: براي من هرجايي و هر ساعتي ممكن است مسئله شهادت رخ دهد و يك ماه بود كه ايشان هر روز صبح كه از منزل مي‌خواست بيرون بيايد غسل شهادت مي‌كرد.
    
شاهد بانوان، ضميمه مجله شاهد / شماره 20
    15/4/61
تلاش بيهوده دشمن:
    امام خميني(ره) با توجه به سياست توطئه و تخريب دشمنان خارجي و داخلي و شگرد منافقين كه با دروغ، تهمت، نيرنگ و دامن زدن به شايعات سعي در تخريب شخصيت چهره‌هاي خدوم به ويژه شهيد بزرگوار، دكتر بهشتي و بي‌اعتبار ساختن آنان در چشم مردم و بي‌اعتماد نمودن مردم نسبت به مسؤولين به ويژه ياران امام و كنار زدن آنها از مقام و مسؤوليتشان داشتند مي‌فرمايد:
    اينهايي كه من بيست سال با آنها آشنا بودم و اينها بيست سال در خارج خدمت كردند به ضد اينها، به ضد رژيم، عمل كردند، به مجردي كه اينها آمدند، فوراً هي كاغذ مي‌آمد كه اينها آمريكايي هستند! آخر چرا بايد انسان اينطور باشد؟ يك نفر آدمي را كه من بيست و چند سال است از نزديك مي‌شناسم، او پيش من درس خوانده، با من معاشر بوده، من همه چيزش را مي‌دانم، حالا افتادند به جان مثل آقاي دكتر بهشتي، دكتر بهشتي را از او مي‌ترسند اينها، براي اينكه يك فرد لايقي است؛ و اينها نمي‌خواهند اينطور افراد باشند؛ مي‌خواهند يكي يكي [هتك كنند] نوبت همه‌تان شايد برسد! يكي يكي، هركس را يك جايي ببينند، يك كار انجام مي‌دهد. مي‌خواهند هتك حرمتش بكنند، يا ساقطش بكنند. امروز آمدند به من گفتند كه نسبت به ايشان خيلي [حرف زده] مي‌شود. من بيست و چند سال است، كه ايشان را از نزديك مي‌شناسم. اينها خيال كردند اينها از خارج آمدند و حالا من تازه اينها را ديدم و نمي‌دانم اينها كي هستند! من مي‌شناسم اينها را. مردم متقي هستند اينها. مردمي هستند كه براي اسلام كار از آنها مي‌آيد. خوب، اين مردمي كه براي اسلام كار از آنها مي‌آيد يكي يكي را كنار بگذارم، كنار بگذارند، و همه را خلع سلاح بكنند، آن وقت كي ديگر باقي مي‌ماند؟
    
صحيفه امام(ره) / ج 10 / ص 276
شگرد استعمار:
    امام(ره) به مناسبتي ديگر با نظر به حجم گسترده توطئه‌هاي منافقين و شايعات وسيع سرسپردگان خارجي كه به ترور شخصيت شهيد مظلوم آيت‌الله دكتر بهشتي همت گماشته بودند و آن وجود ارزشمند را به آمريكايي بودن متهم مي‌كردند و از قضا اين شگرد، به نظر امام(ره) با توجه به تجارب گذشته تاريخ ايران، نقشه خود آمريكايي‌ها و انگليسي‌ها بوده كه طراحان و تئوريسين‌هاي صهيونيسم، جهت ارايه طريق به عوامل و اذناب داخلي‌شان به منظور ترور شخصيت‌هاي موجه و كارامد و ضايع كردن و بي‌اعتبار نمودن آنان چنين شايعاتي را دامن زده و اراجيف و مزخرفاتي از اين قبيل را سر زبان‌ها مي‌انداختند.
    زيرا با توجه به تجارب تلخ گذشته و شناخت استعمار پير انگليس و آمريكاي جنايتكار غارتگر، فريبكار و دروغگو، ميزان انزجار و تنفر مردم ايران از انگليس و آمريكا را مي‌دانستند و با طرح اين توطئه‌ها و ترفندها، سعي در مخدوش كردن چهرة شخصيت‌ها و منفور نمودن آنان داشتند! هرچند خود، رسوا، منفور و محكوم گرديدند!!
    كافران مي‌خواهند نور خدا را با توطئه‌ها و رفتار و كردار جاهلانه خود خاموش كنند! اما خدا هرگز نخواهد گذارد تا آنكه نور خود را در حد اعلاي ظهور و كمال برساند. هرچند كافران را خوش نيايد و ناراضي و مخالف باشند. (توبه / 32)
    چنانكه خود امام(ره) بعد از واقعه 15 خرداد 42 و پس از شهادت مرحوم آيت‌الله حاج آقامصطفي و متعاقب آن، ابراز ارادت و وفاداري مردم ايران به امام خميني(ره) و حساسيت و واكنش رژيم منفور پهلوي، در مقاله ساواك با نام مستعار احمد رشيدي مطلق، در 17 ديماه 56، چاپ شده در روزنامه اطلاعات، متهم به انگليسي بودن مي‌شود!!!
    هشدار به ساده‌لوحان:
    از اين روي امام با اظهار تأسف از خوش‌باوري برخي از اشخاص با حسن‌نيت در همراهي و هم‌آوايي با منافقين و دامن زدن به اين قبيل دروغ‌ها و تهمت‌ها و شايعات، به مردم به ويژه نسل جوان هشدار مي‌دهد و مي‌فرمايد:
    (بعضي) مطالبي مي‌گويند، بيجا براي اشخاص يك چيزهايي مي‌گويند، بايد احتراز بكنند. من نمي‌دانم اين مردم (منافقين) چه مردمي هستند. مع‌الاسف در بين جوان‌هاي ما هم اشخاصي هستند زودباور. به مجرد اينكه مي‌گويند فلاني آمريكايي است، مي‌بينيم كه يك عده از جوان‌ها هم باورشان مي‌آيد كه آمريكايي است! فلاني انگليسي است. برنامه خود آمريكايي‌ها و انگليسي‌ها اين است كه اشخاص صحيح را به اسم انگليسي و به اسم آمريكايي ضايعش كنند؛ چون مي‌دانند خودشان ضايع هستند! مي‌دانند ملت پيش آنها چه جور هست اسم انگليسي.
    
صحيفه امام / ج 10 / 277
تهمت وابستگي به روحانيت:
    و در ادامه با اشاره به سياست تخريبي دشمنان و استعمارگران در گذشته، دفاع از آيت‌الله بهشتي و برخي از شخصيت‌هاي موجه و خدوم را وظيفه شرعي خود مي‌داند و مي‌فرمايد:
    يك مطلبي بود كه از سي سال، چهل سال، پيش از اين من يادم است كه آخوندها را وقتي مي‌خواستند، روحانيون را مي‌خواستند طرد كنند، مي‌گفتند اينها انگليسي‌اند! خود آنها تزريق مي‌كردند كه بگويند انگليسي‌اند براي ضايع كردن. الان هم آمريكايي بيشتر هست در كار. الان هم اشخاص صحيح را خود آنها تزريق مي‌كنند يا عمال آنها تزريق مي‌كنند كه بگوييد اين آمريكايي است. مع‌الاسف بعضي از اشخاص هم كه حسن نيت دارند، سوءنيت ندارند، باورشان مي‌آيد و آنها هم مي‌گويند اين مطلب را، بدون اينكه بررسي بكنند. يك كسي را كه من سي سال است مي‌شناسم، مثلاً همين آقاي دكتر بهشتي را در يك جايي من ديدم نوشته‌اند كه اينها پيش فلاني رفتند و خواستند كه بختيار را ايشان چه (تأييد) بكند.
    اما آقاي دكتر بهشتي [هر] دفعه آمده پيش من راجع به بختيار يك كلمه نگفته. خوب، چرا بايد مسلمان اينطور باشد؟ چرا بايد يك مسلمي را [هتك حرمت كنند] من ميل نداشتم اسم اشخاص را ببرم؛ لكن وظيفه مي‌بينم كه يكي كسي را كه مي‌خواهند هتكش كنند، يك كسي را كه مي‌خواهند ضايعش كنند، براي اينكه نتواند خدمت بكند به اسلام، من وظيفه شرعي مي‌دانم كه دفاع بكنم از يك مسلماني.
    
«همان»
وقوع حادثه منتظره:
    سرانجام آنچه كه خوفش مي‌رفت و دور از انتظار نبود بدست عمال آمريكا، منافقين سيه دل سرسپرده رخ داد و شهيد مظلوم بهشتي به همراه جمعي ديگر از خدمتگزاران به اسلام و ملت به شهادت رسيدند، دشمنان بي‌منطق و جنايتكار، ابتدا آن عزيز را ترور شخصيت كرده و از او چهره‌اي خشن و ديكتاتور و انحصارطلب ساختند و سرانجام چون بقا و حيات ننگين خويش را در حذف بهشتي و امثال بهشتي مي‌ديدند، اقدام به ترور فيزيكي و شهادت او نمودند، امام خميني(ره) بعد واقعه دلخراش هفتم تير، ضمن اشاره به مظلوميت شهيد بهشتي مي‌فرمايد:
    من اين ضايعه بزرگ را به ملت ايران و شما آقايان كه نزديك بوديد با آقاي بهشتي و مطلع بوديد از افراد ديگري كه شهيد شدند، به همه شما آقايان و ملتمان تسليت عرض مي‌كنم. بناي دشمنان شما بر اين است كه افرادي كه لياقتشان بيشتر است بيشتر مورد حمله قرار بگيرند. آنها افرادي را هدف قرار مي‌دهند كه از آنها خوف دارند كه مبادا يك وقتي به آنها صدمه بزنند. و اين را من كرارا گفته‌ام كه مرحوم آقاي بهشتي در اين مملكت مظلوم زيست. تمام مخالفين اسلام و مخالفين اين كشور حمله مستقيمشان را به ايشان و بعضي دوستان ايشان كردند. كسي را كه من بيشتر از بيست سال مي‌شناختم و روحياتش را مطلع بودم و مي‌دانستم چه جور مرد صالحي و مرد به دردبخوري براي اين كشور است، مخالفين او را در كوچه و بازار، محله و صحبت‌هايي كه همه مي‌كردند، آن‌طور جلوه دادند. يك مرد صالحي را به صورت يك ديكتاتور درآوردند!
    
صحيفه امام / ج 14 / 515
آنگاه در ادامه، بروز اين قبيل حوادث و وقايع را از توابع و عوارض انقلاب و لازمة حفظ آزادي و استقلال مملكت دانسته و مي‌فرمايد:
    شما بايد مهيا[ي] اين جور مسايل باشيد؛ يعني، كشوري كه نهضت كرده براي آزاد شدن و براي مستقل بودن و براي اينكه وابسته نباشد به هيچ قدرتي از شرق و غرب، بايد خودش را مهيا كند براي توابعي كه پيش مي‌آيد. يا بايد انسان تن در بدهد به همه ذلت‌ها و به همه زير بار بودن‌ها و تحت سلطه بودن‌ها و يا اگر بخواهد مستقل باشد، بايد عوارض و لوازمش را بپذيرد. و ملت ما چون خواسته است مستقل باشد و خواسته است كه آزاد باشد و خواسته است كه دست جنايتكاران را از اين كشور قطع كند لابد در اين پيامدها هم ايستادگي مي‌كنيد.
    
همان / ص 515 و 516
شهادت، تداوم انقلاب و ناكامي دشمنان:
    سپس با اشاره به اشتباه بزرگ دشمنان كه ايران را با كشورهاي ديگر جهان مقايسه كرده و پنداشتند با چند فقره ترور و انفجار، ملت عقب خواهد نشست، مردم ايران را پيرو رسول خدا(ص) و اولياء دين معرفي و شهادت شخصيت‌هاي متفكر را سبب وحدت امت و پيشبرد اهداف نهضت و انهزام دشمنان دانسته و مي‌فرمايد:
    اين جنايتكاران اشتباهشان اين است كه خيال مي‌كنند ايران با اين وضعي كه از اول داشته تا حالا، در زمان انقلاب داشت، اين مثل جاهاي ديگري [است] كه اگر چند تا بمب در چند جا منفجر كنند و چند نفر از عزيزانشان را از بين ببرند و به شهادت برسانند، ملت عقب مي‌نشيند. در صورتي كه اينها تجربه كردند از اول نهضت تا حالا؛ اشخاص سرشناس ما، دانشمندان ما، متفكران ما را ترور كردند و ملت به همان استقامتي كه داشت بيشتر و مصممتر جلو رفت و از اين به بعد هم همين‌طور است. اين‌طور نيست كه اگر چند نفر را شهيد كردند، ديگران كنار بنشينيد. اين سنتي بوده است كه از صدر اسلام بوده است كه در مقابل همه ناامني‌ها، همه ناراحتي‌ها و همه گرفتاري‌ها، اولياي خدا ايستادند. شايد كسي مثل رسول خدا(ص) رنج نبرد در تمام عمر؛ از جواني و كودكي تا وقتي كه رحلت فرمود آن‌قدر كه او رنج برد و آن‌قدر كه او در مقابل قدرت‌ها، در مقابل جنايتكاران ايستاد شايد كس ديگري در تمام عمرش اين‌طور نبود و اين يك ارثي است كه به دست ما رسيده است از اوليا. خوب، يك واقعه‌اي است واقع شده و اميد است اين چيزي كه دشمنمان مي‌خواهد كه ما را عقب بنشاند سبب بشود كه ما جلوتر برويم، ان‌شاءالله.
    
صحيفه امام / ج 14 / ص 516
مظلوميت شهيد بهشتي:
    امام خميني(ره) در سخنراني‌هاي ديگر، باز به همين مناسبت ضمن تجليل از شخصيت والاي شهيد بزرگوار، آيت‌الله دكتر بهشتي، حادثه انفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي را غيرمنتظره ندانست و شهادت جمعي از عزيزان در آن حادثه را شهادت «ابرار» معرفي كرده و شدت تأثر خود را مظلوميت شهيد بهشتي دانسته كه شهادت آن عزيز در مقابل مظلوميتش ناچيز بود!
    اين پيشامد منتظره، براي همه ملت ما ناگوار بود و يك اشخاصي كه براي خدمت خودشان را حاضر كرده بودند و خدمتگزار اين كشور بودند، اشخاصي بودند كه آن قدري كه من از آنها مي‌شناسم از ابرار بوده‌اند، از اشخاص متعهد بوده‌اند كه در رأس آنها مرحوم شهيد بهشتي است. ايشان را من بيست سال بيشتر مي‌شناختم. مراتب فضل ايشان و مراتب تفكر ايشان و مراتب تعهد ايشان بر من معلوم بود. و آنچه كه من راجع به ايشان متأثر هستم، شهادت ايشان در مقابل او ناچيز است و آن مظلوميت ايشان در اين كشور بود.
    مخالفين انقلاب، افرادي [را] كه بيشتر متعهدند، مؤثرتر در انقلاب‌اند، آنها را بيشتر مورد هدف قرار داده‌اند. ايشان مورد هدف اجانب و وابستگان به آنها در طول زندگي بود. تهمت‌ها؛ تهمت‌هاي ناگوار به ايشان مي‌زدند! از آقاي بهشتي اينها مي‌خواستند موجود ستمكار ديكتاتور معرفي كنند، در صورتي كه من بيش از بيست سال ايشان را مي‌شناختم و برخلاف آنچه اين بي‌انصاف‌ها در سرتاسر كشور تبليغ كردند و «مرگ بر بهشتي» گفتند، من او را يك فرد متعهد، مجتهد، متعهد، متدين، علاقه‌مند به ملت، علاقه‌مند به اسلام و به دردبخور براي جامعه خودمان مي‌دانستم. و شما گمان نكنيد كه اين آقايان كه وارد شدند در اين شغل‌هاي دولتي، اينها يك اشخاصي بودند يا هستند كه راهي براي استفاده جز اين مقام ندارند؛ اينها هركدام اشخاص متعهدي بودند كه در پيش مردم مقام داشتند، در پيش روحانيت مقام بزرگ داشتند، و اين‌طور نبود كه واخورده باشند كه بخواهند بيايند اينجا انحصارطلب باشند.
    خدا انصاف بدهد به آنهايي كه انحصارطلب بودند و مي‌خواستند بهشتي، خامنه‌اي، رفسنجاني و امثال اينها را از صحنه خارج كنند. اينها رفتند به آقاي بهشتي و اين جمعي كه در اين واقعه [...]؛ در اين واقعه فجيع [كه] به دست عمال آمريكا و به دست اشخاصي كه كسي [كه] «شناخت»(3) آنها را خوانده باشد، مي‌داند كه به هيچ‌يك از اصول اسلامي اعتقاد نداشتند، [درست شده بود،] به دست اينها شهيد شدند و به درگاه خدا شتافتند و نحن ان‌شاءالله بهم لاحقون.(4)
    
صحيفه امام / ج 14 / ص 518 و 519

    آري! حادثه سهمگين و دلخراش هفتم تير بي‌ترديد از ايام اللهي بود كه شهيدان آن روز فراموش نشدني را براي هميشه سرفراز و محبوب و منافقان و توطئه‌گران را مفتضح و رسوا و ملت را آگاه و سربلند و انقلاب را پيروز و مداوم ساخت.
    (والحمدلله رب العالمين)